شاهدژ، نگین پرتلألو البرز/ ساری / مازندران

در جنوبی‌ترین  قسمت استان مازندران در بین رشته‌کوه‌های مرتفع البرز که از غرب به شرق کشیده شده است، در جنوب شرقی ساری و شمال سمنان، جایی که رطوبت و خنکای جنگل در کویر سمنان رو به خشکی می‌گراید، به یک قله عجیب و زیبا برمی‌خوریم که « شاهدژ » نام دارد. این قله در منطقه جنوب شرقی دودانگه قدیم ( بخشی از چهاردانگه جدید) و در شمال روستای بالاده قرار دارد و در واقع سمبل و نماد این روستاست که از سطح دریا ۲۸۰۲ متر ارتفاع دارد.

دامنه‌های شاهدژ تا ارتفاع ۲۵۰۰ متری پوشیده از جنگل است و در تاج قله، دیواره جنوبی سنگی  سفید و براق، در آفتاب پرنور کوهستان چون نگینی درخشان بر مخملی زمردین، دیدگان را  به خود معطوف می‌دارد و کمی پایین‌تر از جنگل و در شیب دامنه‌های جنوبی آن، زمین‌های زراعی کشاورزان و چراگاه پرعلف و گله‌های دامداران به چشم می‌خورد و در هر گوشه‌ای از دامنه پرمهر آن، چشمه‌های زلال و خنک جاری است که یکی از سرچشمه‌های رود تجن محسوب می‌شود.

13987495

در پنج کیلومتری روبروی شاهدژ رشته ‌کوه مرتفع ۲۸۸۱ متری « چهارنو » با دامنه‌های پوشیده از جنگل  کهنسال با درختانی بلند و تنومند قرار دارد که مرز میان استان‌های مازندران و سمـنان محسوب  می‌شود. در میان دو رشته‌کوه چهارنو و شاهدژ که همچون دره‌ای عمیق و پهناور است روستاهای پایین‌ده ، قلعه ، تیله‌بُن ، واوسر و بالاده جای گرفته‌اند.

سکوت سنگین کوهستان آن چنان بر قله شاهدژ و دامنه‌های آن حکمفرماست که با خیزش هر پرنده‌ای از درختی به درختی دیگر و یا حتی خواندن آنان ، ترس مرموزی سراسر وجود آدمی را فرامی‌گیرد و کمترین صدایی توجه را به خود جلب می‌کند.

در بالای قله که زمینی صخره ای و سرسبز و نیمه‌هموار با پوشش علفی و در حدود یک ‌هزار متر مربع است ، نشانه‌هایی از دژ و اماکن مسکونی باستانی به چشم می‌خورد که امروزه جز تکه‌های خشت و سنگ‌چین خرابه‌هایش، چیزی از آن باقی نمانده است که غارتگران میراث فرهنگی نیز هر روز جایی از آن را مورد هجوم حفاری‌های کور خود قرار می‌دهند.

دامنه‌های شرقی، شمالی و غربی شاهدژ که مشرف بر روستاهای عالیکلا، لنگر و جمال‌الدین‌کلا است ، دارای پوشش گیاهی جنگل و علفزار با شیب تند بوده و در قسمتی از دامنه شمالی، با انباشت برف و یخ در چاله‌ای عظیم  که در طول سال همچنان برودت خود را حفظ می‌کند یخچالی طبیعی به‌وجود آمده است.

اهالی منطقه بالاده که حدود یک هزار سال در این جا سکونت دارند بر این عقیده‌اند که بر بلندای شاهدژ، پادشاهانی زندگی می‌کردند و بر همین اساس نام قله به «شاهدژ» معروف شده است و باز باور بر این دارند که در روزگاران باستان، پادشاه اساطیری ایران کیکاووس در اینجا زندگی می‌کرد « وی دومین شاه کیانی و مشهورترین فرد این سلسله و نوه کیقباد است که مطابق یک روایت با بستن عقاب‌هایی بر پایه تخت خویش به آسمان رفت و در روایت دیگر، با سپاهی از دیوان به قله البرزکوه شتافت و به جایی رسید که آخرین حد میان نور و ظلمت بود. در اینجا از همراهان جدا ماند. اما دست از عناد برنداشت. در این هنگام « فر » از او جدا شد و سپاهش از این جای بلند به زمین پرتاب شدند. » (۱) 

همچنین وجود اسامی باستانی دیگر نظیر « رستم مِد‎‎ُن » Rostem Medon (= میدان رستم ) در دامنه جنگلی شرقی این قله ، به این گمان دامن زده که رستم پهلوان افسانه‌ای ایران از طریق این غار به سمنان می‌رفته است.

غار « کالُم‌مال » از دیگر غارهای شاهدژ است که در ۲۰۰ متری شیب دامنه شرقی قله در میان تخته‌سنگ‌های بزرگ به صورت چاهی عمیق درآمده است. 

Ghare Kalommal 01

ورودی غار به صورت دهانه چاهی به قطر ۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر در سطح زمین و در میان تخته ‌سنگ‌ها قرار دارد که یک انسان به سختی وارد آن می‌شود. از ورودی غار تا کف آن در حدود ۳ متر ارتفاع داشته و کف آن در حدود ۱۲ تا ۱۵ متر مربع است. سقف مرتفع غار پوشیده از بلورهای آهکی (استلاگتیت) بوده و کف آن از خاک و سنگ‌های آهکی می‌باشد. در داخل غار فضای بزرگی به سوی شمال شرقی و شیبی تند به سوی پایین قرار دارد  که به علت تاریکی مطلق و لغزنده بودن، بدون وسایل مجهز غارنوردی امکان ادامه مسیر وجود ندارد.

Ghare Qasemli - Shahdezh 1

 در این غار به ‌خاطر ورود و خروج بسیار سخت آن، آثاری از سکونت انسان در دوره‌های گذشته به چشم نمی‌خورد.

از جمله مکان‌های اساطیری دیگر در این منطقه صحرای « تِرکاچال » در دشت‌های جنوب شرقی شاهدژ و حوالی روستای واوسر است که آنجا را محل به قتل رسیدن سهراب و  سیاوش می‌دانند و از خون سیاوش گیاه پرسیاوشان به فراوانی در این منطقه روییده است. « سیاوش فرزند کیکاووس بود… بنابر روایات کهن ، فرّ کیانی چندگاهی به سیاوش پیوسته بود و مانند همه کیان خود ، چالاک و پرهیزگار و بزرگ‌منش و بی‌باک بود…. سرانجام افراسیاب فرمان قتل سیاووش را صادر کرد و خون شاهزاده معصوم بر زمین ریخت.

فردوسی می‌گوید:

به ساعت گیاهی از آن خون برُست      جز ایزد که داند که او چون برُست

گیا را دهم من کنونت نشان                که خوانی همی خون اسیاوشان

بسی فایده خلق را هست از او           که هست آن گیا اصلش از خون او » (۲)

شاهدژ محل بسیار مناسبی برای عاشقان طبیعت بکر و مشتاقان صخره‌نوردی است، ارتفاع ۵۰۰ متری قله سنگی آن که با زاویه‌ای ۹۰ درجه قد برافراشته، بی‌گمان هر صخره‌نورد، سنگ‌نورد و ماجراجویی را به سوی خود جلب می‌کند.

در استان مازندران، برای رسیدن به شاهدژ و بالاده، باید از جاده آسفالته ساری به کیاسر (در حدود ۴۵ کیلومتر) استفاده شود و قبل از کیاسر از سه ‌راهی « قهوه‌خانه دارپِشت » به طرف جنوب از جاده آسفالته راه خود را کج کرده و بعد از گذر از کنار روستای خُلرد و سِنام ، و طی جاده شن ‌ریزی‌شده به روستای ایلال و آغوزگاله (حدود ۳۰ کیلومتر) که از میان دره‌ها و جنگل‌های زیبا می‌گذرد، به بالاده رسید و اگر مسافران از استان‌های جنوبی مازندران باشند ( تهران و سمنان و…) بعد از عبور از شهرهای سمنان، مهدی‌شهر (سنگ‌سر) و شهمیرزاد از جاده آسفالته سمنان ـ کیاسر، به فولادمحله (۴۵ کیلومتر) می‌رسند و پس از عبور از فولادمحله ( ۸ کیلومتر) در سه ‌راهی بالاده و از جاده خاکی ( ۱۵ کیلومتر ) به روستاهای واوسر ، تیله‌بن و سپس بالاده می‌رسند. ناگفته نماند که از میدان افسریه تهران تا بالاده با ۳۲۰ کیلومتر فاصله و حدود ۴ تا ۵ ساعت راه است.

با گذشت قرن‌های پرحادثه تاریخ مازندران، شاهدژ همچون دیو سپید پای دربند، استوار ایستاده و نظاره‌گر گذر ایام است. آن زمان که در روزهای خنک تابستان ، مه غلیظ دامنه‌های آن را می‌پوشاند اگر بر بلندای شاهدژ و کوه‌های مشرف به آن ایستاده باشی، دریایی از مه را در زیر پای خود خواهی دید، در بامدادان که اشعه طلایی خورشید بر یال سفید شاهدژ می‌تابد و یا وقتی که در زمستان، قله و دامنه آن از برف سفید پوش شده و تشخیص آنها غیر ممکن است، هیچ واژه‌ای قادر نیست ابهت و زیبایی آن را توصیف کند و زبان از ستایش آن همه عظمت و غرور باز خواهد ماند.

در وصف شاهدژ هر چه بگویم، نمی‌تواند صلابت، عظمت و زیبایی آن را بیان کند و شاید شعر زیر مصداق این درماندگی باشد:

چِکِل ای کوه بلند،(۳)

 آن همه لطف به قاب واژه

هوسی را به عبث دم زدن است

منظر چشم من و قامت تو

جام بشکسته به دریا زدن است (۴)

*********************

پاورقی:

۱ ـ فرهنگ اساطیر، دکتر محمد جواد یاحقی ، انتشارات سروش ، چاپ دوم ، تهران ، ۱۳۷۵ ، ص ۳۴۴

۲ ـ  همان ، صص ۲۶۳ و ۲۶۴

۳ ـ چِکِل = در زبان تبری تخته ‌سنگ‌های بسیار  بزرگ و یا دیواره‌های  سنگی کوه را می‌گویند.

۴ ـ شعر از نوار چکل سروده استاد محمد علی کاظمی شاعر خوش‌ ذوق مازندرانی که در بهار سال ۱۳۵۴ آن را به صورت دستی ضبط کرده، گرفته شده است.

*******************************

منبع : سایت http://www.sadva.blogfa.com/ نویسنده : عین اله آزموده چهارده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.