عقاید و باورهای مردم روستای سنام

اهالی روستای سنام هم مانند بسیاری از مردم ایران زمین باورهایی دارند که از گذشته سینه به سینه نقل شده و به امروز رسیده است.گرچه شاید خیلی از این باورها درست و واقعی نباشد اما اگر هر کدام از ما در ضمیر ناخودآگاه خود به آنها بیندیشیم درمیابیم با آن که در عصر تکنولوژی و هزاره ی سوم هستیم اما باز هم قدرت کتمان باورهایی که از اجدادمان به ما رسیده را نداریم و ما هم در گوشه و کنار ذهنمان به باور نیاکانمان ایمان داریم.

در میان مردم این دیار  اعتقادات خوب و زیبا نیز وجود دارد ، در زیر برخی از اعتقادات رایج در منطقه  می آید که ممکن است خیلی از ما به آنها اعتقاد نداشته باشیم و خرافی باشند  ولی جهت مرور و یادآوری خاطرات گذشته به تعدادی از آنها اشاره می کنم :
– نان  را در زیر پا لگد نمی کنند و می گویند موجب دور شدن برکت می شود.آنها را بر می دارند و می بوسند و در کنج دیواری یا در شکاف درختی ویا در جای امنی قرار می دهند.

– پشت سر مسافر، آب یا برنج می ریختند و باور داشتند که مسافرشان بزودی و سلامت باز می گردد.آب می ریختند تا زود برگردد. برنج می ریختند تا سیر باشد و در ناز و نعمت روزگار بگذراند
– بر این باور بوده اند که :چشم بعضی ها گیراست یعنی از جانب آنها چشم زخم به آدم می رسدو برای همین همواره از مقابله با آنها به هنگام گذر از کوچه و خیابان پرهیز نمودند.

–  برگردن حیوانات خانگی برای دفع چشم زخم یک یا چند سنگ کبود (میر کا) می آویختند
– زیر چرخ های اتومبیل تازه خریداری شده تخم مرغ می گذارند و از روی آنها رد میشوند تا دفع چشم زخم و بلاگردان باشد.

– اگر قبل از انجام کاری کسی عطسه کند به این باور می رسند که انجام آن کار به صلاح نیست اما اگر دوباره عطسه ای بشنود ولو عطسه دوم از کس دیگری و در پی عطسه اول باشد می گویند:به صلاح و خیر است که انجام گیرد.یک عطسه را صبرو دو عطسه را حجت می گویند.

– هر گاه بچه ‌‌یی دچار سکسکه های مداوم می شد، برای این که این کار از یادش برود، نخ کوتاهی را با زبان خیس می کردند و آن را روی بینی بچه قرار می دادند تا سکسکه اش قطع شود.
– از ریختن آب گرم در شب و در تاریکی به حیاط منزل امتناع می کردند و آن را بدیمن می دانستند.

– قد بچه و نوزاد را با دست یا وجب یا متر اندازه گیری نمی کردند و بر این باور بودند که بچه بزرگ نمی شود و عمر زیادی نمی کند.

– اگر شغال زوزه بکشد هوا آفتاب است.
– زن زائو (چله مار) را تنها نمی گذاشتند و به هنگام خارج شدن از خانه یک چاقو به او می دهند تا به اصطلاح بی وقتی نشود.

–  کله ی مرغ  ( یا پرنده ) را به بچه ها نمی دادند و می گفتند اگر بخورید پدرتان می میرد.

– بچه ای که تازه به دنیا آمد او را تنها نگذارید چون جن او را می برد.

– بر این باور بودند که بوسیدن پشت گردن بچه خوب نیست چرا که در آینده نازک نارنجی و زودقهر می شود.

– در بغل نوعروسانی که به تخت می نشستند و عازم خانه ی داماد بودند کودک پسری قرار می دادند تا اولین فرزند عروس پسر باشد.

– همواره خواب های مشکوک و دلواپس کننده را برای آب روان بازگو می کردند و بر این باور بودند که تعبیر بد آنها را آب با خود خواهد برد.

– می گفتند اگر کسی قورباغه ای را بکشد یا اگر کسی غذای سوخته ته دیگ را بخورددر عروسی اش هوا بارانی می شود.

– اگر موهاى سر مرد دو تا پیچ داشته باشد، دو تا زن می گیرد .

– اگر در روز جمعه یا شب پنجشنبه  پروانه‏ اى دور آدم بچرخد، روح یکى از نزدیکان است.
– اگر داروگ بر بالای درخت بخواند در پی اش هوا بارانی است.

– ساقه های تفاله های چای را وقتی که در استکان بالا می امد نشانه آمدن مهمان می دانستند و می گفتند اگر قد ساقه بند باشدمهمان بلند قد است و اگر کوتاه باشد قد مهمان هم کوتاه است.

– جارو کردن دختران کوچک در حیاط و ایوان را باور آمدن مهمان و مژده ی رسیدن سفرکرده ای می دانستند.

– خواندن کلاغ بر حیاط خانه ای را برای اهل خانه بدیمن می دانند.

– اصرارداشتند که کودکان با دست راست غذا بخورند با دست راست بنویسند و از دست راست وارد اتاق ها شوند و بر این باور بودند که خوش یمن است و آغازیدن به هرکاری و رفتاری را از دست چپ بدیمن می انگاشتند.

– اگر کف دست شخصى خارش بگیرد، پول گیرش خواهد آمد.

– اگر تیغه‏هاى قیچى باز بماند، موجب دعوا و دشمنى می ‏شود.

این موارد فقط  تعدادی از عقاید و باورهای مردم روستای سنام می باشد ، برای تکمیل عقاید و باورها لطفاً با ما در ارتباط باشید  .

کانال تلگرام : @SENAMZIBA

یا از طریق قسمت  ” تماس با ما ” در سایت ۳NAM,IR  نسبت به تکمیل آن کمک نمایید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.