بازی های محلی روستای سنام – قسمت اول

به نام خدا

بازی‌های بومی و محلی در هر  منطقه جغرافیایی و اقلیمی برگرفته از فرهنگ و آداب و رسوم آن منطقه است. این بازی‌ها متناسب با ویژگی‌های فرهنگی حاکم بر هر منطقه شکل می‌گیرند.

بسیاری از ورزش‌های بومی و محلی در روستاها و حتی شهرهای استان مازندران فراموش شده اند و تنها خاطراتش برای ما باقی ماندند . در روستای سنام نیز همانند اکثر شهر ها و روستاهای ایران در سالیان دور بازی های بومی و محلی در روستا برای پر کردن اوقات فراغت نوجوانان انجام می شد .

در زیر به دو تا از بازی های زیبای محلی در روستای سنام که اکثر جوانان دهه شصت و قبل از آن خاطرات زیادی دارند اشاره می کنم و در قسمت های بعدی  بازی های پر خاطره دیگری یادآوری خواهیم کرد   :

آغوزکا یا گردو بازی:

بازیکنان گردو ها را بازای هر نفر دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل  ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند.
اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا” برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول ه
مه گردوها را جمع می کند.  یادش بخیر خیلی از بچه ها هنوز هم به بعضی از دوستان گردو بدهکارند و بیشتر مواقع که تعداد بدهکاری هامون بیشتر میشد مجبور بودیم یه نیم نگاهی به درختان گردو روستا داشته باشیم در غیر اینصورت تا مدتها مثل بدهکارهای امروزی جلوی چشم طلبکارمون آفتابی نمیشدیم Des 01

دچو گالی کا ( دست چوب  ) :

این بازی یکی از بازی های مورد علاقه زمان ما بود ، در  این بازی بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک ( گالی ) که معمولاً دو طرف آن تیز بود و و یک چوب بزرگ  نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی ( یا دو طرف آن سنگ قرار می دادند ) قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک می زنند و آن را به طرف جلو پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده این مرحله است و در مرحله بعد گروه برنده با استفاده از چوب بزرگ ضربه ای به تیزی سر چوب کوچک گالی می زند و در حین پرتاب به سمت بالا ضربه ای محکم تر به گالی می زند تا هر چه بیشتر از محل دور شود . در مرحله بعد گروه بعدی نیز اینکار را تکرار می کند و در نهایت معیار سنجش مسافت طی شده هم چوب بزرگ بود . هر گروه که مسافت بیشتری پرتاب می کرد برنده بازی بود .

۱

 

۵۵۵

۳ پاسخ

  1. محمد می‌گه:

    این روزها دیگه خبری از این بازیها نیست و همه چی مجازی شده ، حتی سلام و احوال پرسی و دید و بازدیدها، کاش یکی دوباره بتونه این بازیها رو زنده کنه و به عنوان ابتکار دوباره بازیها رو انجام بدیم .
    تو روستای ما بعضیها خیلی تو این بازیها ماهر بودن و الان هم هستن ، اونا و همه شما سلامت باشید

  2. ناشناس می‌گه:

    دمت گرم خاطراتمون زنده شد

  3. مهم نی می‌گه:

    سلام
    الان بچه های ما از گاو و گوسفند مثل هیولا می ترسن چه برسه این طور بازیهای پر انرژی رو بلد باشن یا دیده باشن باید برای سالم ماندن هزینه کنی آخرش هم بدون نتیجه ولی تو روستا دنیا یه طور دیگه است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.